خرید بک لینک

سال سوم دیگه قید درسو زده بودم هر روز دم دفتر بودم زنگ اول میرفتم دم دفتر زنگ اخر میرفتم خونه

طوری بود که هراتفاقی تو مدرسه میفتاد ناظم منو پیج میکرد منم از خداخواسته گردن میگرفتم که نرم کلاس

خب برم سر اصل ماجرا ما تو دوران راهنمایی به ناظم عزیزمون لقب رکسو داده بودیم که البت قالب خودش بود

یروز که مثل همیشه رفتیم مدرسه دیدیم بله مدارس اعتصاب کردنو معلما نیومدن زنگ اولم ورزش بود اصولا ما فقط برا زنگ ورزش مدرسه میرفتیم برا همین ناظمم خوب میدونست که اگه مارو ورزش نبرن کارشون تمومه یبار تجربه کرده بودن میدونسن دیگه خلاصه کلاس مارو بدون معلم فرستادن رفت ورزش اونموقعم ورزش ما تو مدرسه خودمون نبود

زنگ دوم که برگشتیم دیدیم به به چه اوضاعیه ناظم 4 نفرو کرد مبصر کلاس هنو نرفته بود ما شرای کلاس پاشدیم هلکو هلک میز اهنی معلمو برداشتیم بردیم بیرون کلاس که از طبقه بالا پرت کنیم پایین

اقا چشتون روز بد نبینه سه رو گفتیمو میزو بلند کردیم که ناظم سر رسید ماهم میزو رو هوا ول کردیم اما ننداختیم پایین الفرار یک صدایی بلند شد که همه مدرسه ریختن در کلاس ینفرم موند زیر میز

خلاصه ناظمم اومد سرکلاس دفترو باز کرد و برا همه کلاس تو درس تاریخ یه صفر خوشکل گذاشت

فرداش معلمه اومد گفت این صفررو کدوم احمقی اینجا نوشته کلاس ترکید که داد زدم اقا رکس گذاشته

دونفرم که غایب بودن روز قبل حالا زار زار گریه که اقا ما غایب بودیم خاک تو مخ خرخونشون

نتایج اخلاقی:

1_هیچ وقت با ناظمتون شوخی خرکی نکنین

2_ هیچ وقت میز معلمو از کلاس نبرین بیرون که بعدا صفر بگیرین

3_ گفتن مدرسه جای تحصیله ولی ماهنوزم اعتقادمون اینه مدرسه فقط برا زنگ ورزشه

برچسب: نویسنده: برزخی تاريخ: دوشنبه 16 تير 1393 ساعت: 18:33

صفحه بندی