سلام به همه دوستان خوبم امروز میخوام ماجرا پشه پرونی تو کلاسو بگم
داستان از اونجا شروع میشه که اوایل سال تحصیلی بود و هواهم بشدت گرم منم که طبق سالهای گذشته کنار کولر مینشستم تو سه سال کلاسمون عوض نشده بود حتی جای بچه ها بندرت عوض میشد یکی از رفقا که دخترخاله فرانکی صداش میکردیم دومیز جلو ما نشسته بود این دخترخاله فرانکی سرمایی بود بشدت ماهم زیاد سربه سرش میزاشتیم یا باد کولرو مینداختیم پشت کلش یا با کاغذ میزدیم تو مخش اونروز چندتامگس یاهمون پشه دورورکولرمیچرخیدن منم که سابقه تربیت پشه داشتم زدم تومخ یکیشون طوری که گیجش کردم بعد تا معلم شروع کرد به درس دادن مگسرو انداختم به جون دخترخاله فرانکی اونم خودزنی میکرد 
یکم گذشت پشه دومو فرستادم سراغش بازم خودشو میکوبوند به میز
بار سومم پشه رو هدایت کردم سمتش که یهو پاشد کیفو کوبوند رومیز بعد کتابو زد رو میز بعدم داد زد عه این چه وضعشه اقا اه
معلمم هاج و واج نگاش میکرد وقتی علتشو پرسید کلاس ترکید جاشم عوض کرد رفت ردیف بقلی چند دقیقه گذشت دوباره پشه رو اعزام کردم سمت دخترخاله فرانکی که باز داد زد چه بدبختیه چرا پشه ها ولم نمیکنن
منم گفتم از بس گهی میخوان بخورنت باز کلاس رفت هوا و معلم یه چشم غره ای اومد
خلاصه برا بار پنجم پاشدم که بندازمش به جونش معلم نامردم کمین کرده بود درحین ارتکاب جرم خفتم کرد گفت .... پاشو برو بیرون خودت گفتم اقا اخه برا چی؟گفت برو بیرون تا پانشدم منم ازخداخواسه داشتم میرفتم بیرون گفتم اقا ما میریم بیرون ولی شما بگو به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟؟؟؟باز کلاس ترکید برا ولین بار معلمم خندید 

نکات اخلاقی:1_دوستای گلم هیچ وقت با معلمای بی اعصاب کل نکنید
2_هیچ وقت تو ملاج پشه برا گیج شدن ننزنین یهو میبنی پخش میشه تو دست 
3_دیگه انقدر کاریو تکرار نکنین تا گندش دربیاد هرچیزی بار اولش مزه میده بار دوم حال میده بار سوم دیگه لوس میشه 

4_برادر عزیز خواهر گل لطفا اینکارو تو کلاس رو دوستاتون پیاده نکنین هرکاری هنر خودشو میخواد نکنین 
برچسب:
نویسنده: برزخی